پیچک
مثه آیینه شکستم تو ندیدی
صدای شکستنم رو نشنیدی
یادته بهت میگفتم نمیمونی
دیدی آخرش به حرف من رسیدی
یچکای باغچمون خشک شدو پژمرد
خاطرات مارو توی قصه ها برد
دلی که حتی به حرفای تو خوش بود
دیدی آخرش چجور تو دست تو مرد
منو دادی به بهانه
به یه هپحرف عاشقانه
چه فوروختی منو آسون
زیر قیمت هیچو ارزون
آروم آروم
بازی بازی
زندگیم دادی به بازی
ماکه باختیمو تموم شد
الهی خودت نبازی
تو نبودی
تو ندیدی
بغض حقحق نشنیدی
واسه بودن تو موندم
تو چه بیخیال پریدی
رفتی و زدی شکستی گلدون اقاقیا رو
چی کنم با باغ بی گل
باغ سرد بی بهارو
+ نوشته شده در شنبه یازدهم مهر ۱۳۸۸ ساعت ۶:۴۴ ب.ظ توسط بهروز باسره
|