عروسك قصه من پس شب آفتابي كجاست....
عروسك قصه من گهواره خوابت كجاست قصر قشنگ كاغذي پولك آفتابت كجاست
بال و پر نقره اي كفتره عشقمو كي بست آينه ي طوطي منو سنگ كدوم كينه شكست
عروسك قصه من زخم شكسته با تنت بميرم اي شكسته دل چه بي صداست شكستنت
صداي عشق من و تو كه تلخ و گريه آوره تو اين سكوت قصه اي شايد صداي آخره
بعد از من و تو عاشقي شايد به قصه ها بره شايد با مرگ من و تو عاشقي از دنيا بره
عروسك قصه من سوختن من ساختنمه تو اين قمار بي غروب بردن من باختنمه
عروسك قصه من شكستنت فال منه اين سايه ي هميشگي مرگ كه دنبال منه
جفتاي عاشق رو ببين از پل آبي ميگذرن عروسك قلبشون رو به جشن بوسه مي برن
اما براي عشق ما اون لحظه آبي كجاست
عروسك قصه من پس شب آفتابي كجاست
+ نوشته شده در جمعه دوم شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۷:۲۳ ب.ظ توسط بهروز باسره
|