باز من تنهایم
باز من تنهایم
باز من غمگینم
باز من سرگردان
از خودم میپرسم:
به که دل باید بست؟
به کجا باید رفت؟
به که باید پیوست؟
به امینی که امانت خوار است؟
یا به افسانه ی دوست؟
......... گریه ام میگیرد..........
باز من غمگینم
باز من سرگردان
از خودم میپرسم:
به که دل باید بست؟
به کجا باید رفت؟
به که باید پیوست؟
به امینی که امانت خوار است؟
یا به افسانه ی دوست؟
......... گریه ام میگیرد..........
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۸:۴ ب.ظ توسط بهروز باسره
|